محمد بن علي منجم وابكنوي
58
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
بر سى ، در كسور يك سال . چون مرفوع گردانيم « 1 » هر آينه أول ، مرتبهء أيام بود ودوم ، مرتبهء I دقايق وسيوم ، مرتبهء ثواني وچهارم ، ثوالث . پس اگر دقايق با ديگر كسور مجموع ، I زيادت از نصف روزى بود آن سال كبيسه بود . آن كسور را يك روز گيريم وبر آن I أيام افزائيم تا عدد أيام كبايس حاصل آيد از دور ناقص . مثالش ، سالهاى باقي I از قسمت بر سى بود چندين ، / يه . اين را در كسور يك سال كه هست ، / كبام ضرب I كرديم ؛ حاصل آمد أيام وكسور ، / هلكهج . چون بيست وپنج ثانيه زايد است بر سى I كه نصف روز است ، پس اين سال كبيسه بود . واين كسور را يكى گرفتيم وبر أيام I كبايس افزوديم تا حاصل آمد عدد أيام كبايس دور ناقص ، / و . وچون يكى از اين I نقصان كنيم ، كبايس سالهاى تامه حاصل شود . وباقي عمل ، همان است كه گفتيم . و I بزرگى از أفاضل روزگار ما كه زيج ايلخانى را شرح فرموده است چون با دقايق I كسور سال ، ثواني وثوالث را اعتبار نكرده است گمان برده است كه مگر نصف I روزى را يك روز مىگيرند وحال به خلاف اين است چنان كه گفتيم . پس همان قاعده I مطرّد باشد كه زيادة از نصف را يكى گرفته باشند . واگر نيز رأى بعضي آن باشد I كه نصف را يكى گيرند خطا بود . بدان سبب كه چون عادت أهل حساب آن است I كه در اعمال ، كسور را جبر كنند ممكن است كه آن نصف بعد از جبر كسور حاصل آمده باشد . I پس به حقيقت ، آن نصف تمام نبوده باشد . وبه اتفاق أهل حساب آنچه كمتر I از نصف بود آن را جبر نمىكنند . پس بر اين تقدير ، كمتر از نصف جبر كرده باشند I به خلاف قاعده واين جايز نبود . فصل سيوم : در بيرون آوردن مدخل سالها I وماهها از أيام أسابيع ، به حساب وآن دو قسم است : قسم أول : در مدخل سالها وآن سه
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] كردائيم